مقاله با عنوان سیما و بافت شهرهای اسلامی

مقاله با عنوان سیما و بافت شهرهای اسلامی

مقاله با عنوان سیما و بافت شهرهای اسلامی

مقاله با عنوان سیما و بافت شهرهای اسلامی

 

در فرمت ورد. 15  صفحه قابل ويرايش

 

سیمای جغرافیایی شهرهای دنیای اسلام خود آیینه ای است بر مظاهر تمدن اسلامی. اسلام در عین جهانشمولی در شهر زاده شد و در شهر گسترش یافت. در سیر تاریخی اسلام گرایی در قلمروهای اسلامی شهرهای بزرگی رشد یافتند که شهرهای کانونی اسلام را از هر حیث پشت سر نهادند و شمار شهرهای کوچک و متوسط نیز افزونتر شد (1) پیشتر، تاثیر آیین مقدس اسلام را در نامگذاری شهرها و روستاها مطرح کردیم (2) و اینک برآنیم تا تاثیر اسلام را بر سیما و بافت شهرها پی گیریم.

بطور کلی شهر در دوره های قبل از اسلام و در ایران باستان، طی دوره ای نسبتا طولانی، تحول تدریجی خود را از نظامی تا اجتماعی پشت سر نهاد و تغییر شکل یافت. این تغییرات در ساختار اجتماعی - اقتصادی و با تغییر در ساختار فیزیکی در بخشهای زیر تحقق یافته است.

1 - کهندژ که هسته اول شهر را تشکیل می داد و شامل قصر یا کاخ امپراتوری و بخش نظامی بود. این بخش با حصارهای بلند خود از بخشهای دیگر جدا می گردید.

2 - شارستان (شهرستان) که محلات شهر را به وجود می آورد و محصور بود.

3 - بخش بیرونی شهر که «سواد» یا حومه خوانده می شد و شامل مزارع و باغات بود. (3)

ورود مسلمانان به ایران و فتوحات آنها برخلاف دیگر تهاجمهای تاریخ نه تنها اثر تخریبی بر شهرهای ایران برجای نگذاشت بلکه در اندک زمانی زمینه های رشد سریع آنها را فراهم آورد. هر چند اعراب تقریبا هیچ تجربه باارزشی در زمینه شهرسازی نداشتند اما جهانشمولی اسلام و گسترش سریع آن و جذب جنبه های ارزشمند تمدن و فرهنگ سایر مناطق، تمدن و فرهنگی را پدید آورد که قرنها در جهان بی نظیر و شهره آفاق بود. شهرهای دوره اسلامی همچون دوره پیش از اسلام از سه بخش اصلی به نام «کهندژ»، (قهندژ)، «شارستان » و «ربض » تشکیل می شد. کهندژ بخش حکومتی مقر حاکم و برخی نهادهای حکومتی بود و عموما در وسط شهر و روی تپه ای طبیعی و بندرت بر خاکریزی ساخته می شد تا از نظر دفاعی در وضع مناسبی قرار داشته باشد. پیش از اسلام به این بخش «کیاخره » می گفتند. شهرهایی نیز (همانند نیشابوربوده اند که کهندژ آنها در خارج شهر قرار داشته و ربض (حومه، بیرون) اطراف آن گسترش یافته. «ابن حوقل » در موردنیشابور می گوید: «کهن دژ در بیرون شهر است و هر دو از کهندژ و شهر را ربض فرا گرفته ». (4) شارستان یا شهرستان به بخش اصلی شهر که محل زندگی مردم بود اطلاق می شده است. در هر شهری در آغاز مسجد جامع و بازار و برخی از بناهای حکومتی در شهرستان طرح می شد و در حومه شهر مزارع و باغات و روستاها بوده است که به آن ربض می گفتندشارستان همیشه و ربض غالبا دارای بارو و حصاری عظیم بود. در این دوره، شهرهایی که حصاری برای مواقع خطر دور آن بنا نشده باشد، به ندرت یافت می شود. در دوره رشد سریع شهرها بسیار اتفاق می افتاد که ربض اهمیت می یافت و بازار و جامع و در مواردی چند دارالحکومه در آن بنا می شد. گاه شهرستان رو به ویرانی می رفت در حالی که ربض از رونق و وفور دادوستد برخوردار بود. «اصطخری » در وصف ری می نویسد: «و شارستان بیشتر خراب است و ربض آبادان است.» (5) گاهی نیز ربض و شارستان یکی می شد چنان که «بخارا» در قرن سوم هجری چنین شد

 


دسته:

مقاله با عنوان سیما و بافت شهرهای اسلامی

خرید آنلاین